۱۲ الگوی رابطه وجود دارد؛ کدامیک درباره رابطه شما صدق میکند؟
۱۲ الگوی رابطه وجود دارد؛ کدامیک درباره رابطه شما صدق میکند؟
از «کاکتوس و سرخس» گرفته تا «کوه و تپهموشی»؛ الگوهایی که روابط عاطفی را شکل میدهند
تاریخ انتشار مقاله اصلی: ۱۷ ژانویه ۲۰۲۳
بازبینی علمی: Michelle Quirk
نکات کلیدی
- الگوهای تکرارشوندهای که میان شما و شریک عاطفیتان شکل میگیرند، «الگوهای رابطه» (Relationship Patterns) نام دارند.
- پژوهشهای جدید نشان میدهند که نامگذاری این الگوها میتواند به درک بهتر مشکلات رابطه کمک کند.
- شناخت اینکه رابطه شما در کدامیک از ۱۲ الگوی اصلی قرار میگیرد، میتواند صمیمیت، همدلی و کیفیت رابطه را افزایش دهد.
همه روابط نقاط حساس خود را دارند
تمام روابط عاطفی، نقاط حساسی دارند که وقتی فعال میشوند، زمینه بروز اختلاف و تعارض را فراهم میکنند.
احتمالاً شما هم این بخشهای حساس را در رابطه خود میشناسید، حتی اگر هرگز تلاش نکرده باشید آنها را در قالب یک الگوی مشخص دستهبندی کنید.
برای مثال، ممکن است یکی از شما دوست داشته باشد همیشه از محل حضور شریک زندگیاش باخبر باشد، در حالی که طرف مقابل ترجیح میدهد استقلال بیشتری داشته باشد و حتی گاهی کاملاً از دسترس خارج شود. امروزه اپلیکیشنهایی که امکان ردیابی موقعیت مکانی را فراهم میکنند، خود به یکی از موضوعات رایج اختلاف میان زوجها تبدیل شدهاند.
یا شاید اختلاف شما در شیوه بیان انتقاد باشد. یکی از شما رک و مستقیم صحبت میکند، اما دیگری به دیپلماسی و بیان محتاطانه افتخار میکند. در نتیجه، نهتنها هنگام بیان یک انتقاد ساده میان شما تنش ایجاد میشود، بلکه این تفاوت رفتاری ممکن است روابط شما با اعضای خانواده و دوستان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
الگوهای رابطه چگونه شکل میگیرند؟
پژوهش جدید جنا رایس (Jenna Rice) و همکارانش از دانشگاه کلارک (۲۰۲۲) بر این ایده استوار است که زوجها معمولاً شیوههای ثابتی برای تعامل با یکدیگر دارند؛ شیوههایی که بارها و بارها تکرار میشوند.
پژوهشگران این فرآیند را «نامگذاری الگوهای رابطه» (Relationship Pattern Labeling یا RPL) مینامند.
به باور آنها، اگر زوجها بتوانند الگوی تکرارشونده رابطه خود را شناسایی و برای آن نامی مشخص انتخاب کنند، نهتنها کیفیت رابطهشان بهبود پیدا میکند، بلکه حتی سلامت جسمی هر دو نفر نیز ممکن است تحت تأثیر مثبت قرار گیرد.
نامگذاری الگوهای رابطه (RPL) چیست؟
در روش RPL، زوجها باید با صداقت و شفافیت به شیوه تعامل همیشگی خود نگاه کنند و موضوعاتی را که بارها در رابطه تکرار میشوند، شناسایی کنند.
رایس و همکارانش پیشنهاد میکنند که درمانگران زوجدرمانی نیز از این روش استفاده کنند تا بتوانند این الگوهای تکرارشونده را از دل زندگی روزمره زوجها استخراج کرده و به آنها کمک کنند پویاییهایی را که بهتدریج صمیمیت رابطه را فرسوده میکنند، تغییر دهند.
چرا نامگذاری الگوها میتواند مفید باشد؟
ممکن است این فرآیند در نگاه اول ترسناک به نظر برسد. در واقع، پژوهشگران نیز اذعان میکنند که روبهرو شدن با واقعیتهای نهچندان خوشایند درباره خود و شریک زندگی، کار سادهای نیست.
برای جلوگیری از اینکه این گفتوگوها به سرزنش و مقصر دانستن یکدیگر تبدیل شوند، آنها پیشنهاد میکنند از چیزی به نام «چارچوبهای رابطهای» (Relational Frames) استفاده شود.
منظور از این چارچوبها، استفاده از زبان و استعارههایی است که تجربههای ناخوشایند رابطه را قابلتحملتر و قابلدرکتر میکنند.
به گفته پژوهشگران، استفاده از این نوع زبان میتواند تجربههایی را که پیشتر آزاردهنده بودهاند، به تجربههایی قابل پذیرشتر تبدیل کند.
یک مثال از نامگذاری الگوهای رابطه
فرض کنید شما همان فردی هستید که دوست دارید همیشه بتوانید موقعیت مکانی شریک زندگیتان را بررسی کنید؛ نه برای کنترل کردن او، بلکه چون این کار به شما احساس امنیت و آرامش میدهد.
در روش RPL، به این الگو یک نام استعاری داده میشود؛ نامی که بتواند تصویر روشنی از رفتار هر دو نفر ایجاد کند.
برای مثال، در این حالت، فردی که دائماً به دنبال نزدیکی و اطمینان است، «کاکتوس» نامیده میشود و شریک زندگیای که فاصله و استقلال بیشتری میخواهد، «سرخس».
هدف از این نامگذاری، قضاوت کردن یا برچسب زدن نیست. بلکه این نامها به زوجها کمک میکنند هنگام صحبت درباره مشکلات خود، بدون سرزنش یکدیگر، راحتتر منظورشان را منتقل کنند.
حتی گاهی همین استعارههای ساده میتوانند فضای گفتوگو را دوستانهتر و همراه با طنز کنند و از شدت تنش بکاهند.
ارزش شناسایی الگوی رابطه چیست؟
پژوهشگران دانشگاه کلارک برای بررسی اثربخشی این روش، آن را روی شاخصهای مختلف کیفیت رابطه در میان زوجهای متعهد آزمایش کردند.
در این مطالعه، ۱۲۴ دانشجوی کارشناسی و کارشناسی ارشد شرکت داشتند.
هر زوج ابتدا توضیح مربوط به الگوهای مختلف رابطه را مطالعه کرد و سپس مشخص کرد کدام الگو بیشتر با رابطه آنها همخوانی دارد.
پس از آن، زوجها وارد یک گفتوگوی هدایتشده شدند؛ گفتوگویی که هدف آن این بود که هر فرد بتواند «دلایل قابلدرک» رفتارهای خود را برای شریک زندگیاش توضیح دهد تا درک و همدلی بیشتری میان آنها شکل بگیرد.
علاوه بر این، در این مداخله آموزشی به شرکتکنندگان توضیح داده شد که وجود اصطکاک و اختلاف در روابط نزدیک، پدیدهای طبیعی و تا حد زیادی اجتنابناپذیر است و نباید آن را صرفاً نشانه شکست رابطه دانست.
نتایج پژوهش چه بود؟
پژوهشگران وضعیت شرکتکنندگان را در سه مرحله مختلف ارزیابی کردند؛ مرحله دوم شامل اجرای همین مداخله بود.
نتایج نشان داد افرادی که در فرآیند نامگذاری الگوهای رابطه شرکت کرده بودند، در مقایسه با گروه کنترل، بهبودهایی در زمینههای زیر تجربه کردند:
- صمیمیت بیشتر
- پذیرش بیشتر شریک زندگی
- رضایت کلی بیشتر از رابطه
البته پژوهشگران تأکید میکنند که اگرچه این نتایج از نظر آماری معنادار بودند، اما اندازه اثر آنها نسبتاً کوچک بود.
آنها همچنین به محدودیت دیگری اشاره کردند: افرادی که تمام مراحل پژوهش را تا پایان ادامه دادند، حتی پیش از آغاز مطالعه نیز سطح بالاتری از صمیمیت و رضایت از رابطه را تجربه میکردند.
به همین دلیل، نویسندگان مقاله معتقدند یافتههای این پژوهش بیشتر میتواند زمینهساز مطالعات دقیقتر و کنترلشدهتر در آینده باشد.
با این حال، مفهوم نامگذاری الگوهای رابطه (RPL) ایدهای جذاب و امیدوارکننده است. همانطور که پژوهشگران اشاره میکنند، استفاده از زبان و استعارهها بهعنوان چارچوبی برای درک رابطه، میتواند در کنار پرداختن به احساسات، ابزار ارزشمندی در زوجدرمانی باشد و به زوجها کمک کند مشکلات خود را با همدلی و درک بیشتری بررسی کنند.
۱۲ الگوی اصلی روابط عاطفی را بشناسید
اکنون که با مفهوم نامگذاری الگوهای رابطه (Relationship Pattern Labeling یا RPL) آشنا شدید، نوبت آن است که ۱۲ الگوی اصلی معرفیشده در این پژوهش را بررسی کنید.
کدامیک از این الگوها بیشترین شباهت را به رابطه شما دارد؟
۱. کاکتوس / سرخس (Cactus / Fern)
در این الگو، یکی از طرفین به دنبال صمیمیت، نزدیکی و ارتباط مداوم است، در حالی که طرف مقابل به استقلال، حریم شخصی و فاصله بیشتری نیاز دارد.
برای مثال، ممکن است یکی از شما دوست داشته باشد همیشه از وضعیت شریک زندگی خود باخبر باشد، اما طرف دیگر ترجیح دهد بدون گزارش دادن مداوم، احساس آزادی بیشتری داشته باشد.
این تفاوت، اگر بهدرستی درک نشود، میتواند بارها به سوءتفاهم و تنش منجر شود.
۲. درونگرا / برونگرا (Introvert / Extrovert)
در این الگو، تفاوت اصلی به نحوه بازیابی انرژی مربوط میشود.
یکی از طرفین برای تجدید انرژی به تنهایی و سکوت نیاز دارد، اما دیگری در حضور دیگران و تعاملات اجتماعی احساس سرزندگی میکند.
برای نمونه، ممکن است شما تعطیلات را در طبیعت و پیادهرویهای آرام ترجیح دهید، در حالی که شریک زندگیتان از سفرهایی لذت ببرد که فرصت آشنایی با افراد جدید و فعالیتهای اجتماعی بیشتری فراهم میکنند.
۳. نزدیک شدن / عقبنشینی (Approach / Withdraw)
این الگو شباهتهایی با الگوی «کاکتوس و سرخس» دارد، اما تفاوت مهمی نیز میان آنها وجود دارد.
در اینجا، یکی از طرفین هنگام بروز مشکل تلاش میکند گفتوگو را ادامه دهد و به رابطه نزدیکتر شود، در حالی که طرف مقابل احساس فشار یا غرق شدن در احساسات میکند و ترجیح میدهد عقبنشینی کند یا فاصله بگیرد.
همین چرخه، معمولاً باعث میشود هر دو نفر احساس کنند نیازهایشان نادیده گرفته شده است.
۴. احساسی / منطقی (Emotional / Logical)
در این الگو، یکی از زوجین بیشتر بر احساسات خود تکیه میکند، اما دیگری مسائل را با رویکردی منطقی و حل مسئله تحلیل میکند.
هنگام اختلاف، فرد احساسی بیشتر به همدلی، شنیده شدن و درک عاطفی نیاز دارد، در حالی که فرد منطقی معمولاً به دنبال یافتن راهحل عملی است.
همین تفاوت میتواند باعث شود هر دو تصور کنند طرف مقابل آنها را درک نمیکند.
۵. انتقادگر / دفاعکننده (Criticize / Defend)
در این الگو، یکی از طرفین بهطور مکرر از دیگری انتقاد میکند.
در مقابل، شریک زندگی نیز به جای شنیدن پیام، بیشتر حالت دفاعی به خود میگیرد و تلاش میکند از خود محافظت کند.
این چرخه معمولاً به مرور زمان باعث افزایش دلخوری، کاهش صمیمیت و تشدید اختلافها میشود.
۶. اجتناب متقابل (Mutual Avoidance)
برخلاف برخی الگوها که در آنها یک نفر به دنبال گفتوگو و دیگری در حال عقبنشینی است، در این الگو هر دو نفر از صحبت کردن درباره مشکلات رابطه اجتناب میکنند.
شاید در ظاهر آرامش برقرار باشد، اما بسیاری از مسائل مهم هرگز مطرح یا حل نمیشوند و بهتدریج فاصله عاطفی میان زوجین افزایش پیدا میکند.
۷. سرزنش متقابل (Mutual Blame)
در این الگو، هر دو نفر مسئولیت مشکلات را بر عهده دیگری میگذارند.
هر اختلافی به مسابقهای برای یافتن مقصر تبدیل میشود و هر دو نفر انگشت اتهام را به سمت یکدیگر میگیرند.
در چنین شرایطی، فرصت یادگیری، همدلی و حل مسئله بهشدت کاهش پیدا میکند.
۸. کوه / تپهموشی (Mountains / Molehills)
در این الگو، یکی از طرفین مشکلات رابطه را بسیار بزرگ و بحرانی میبیند، در حالی که دیگری همان مشکلات را کماهمیت یا ناچیز تلقی میکند.
در نتیجه، فرد اول احساس میکند نگرانیهایش جدی گرفته نمیشود و فرد دوم تصور میکند شریک زندگیاش بیش از حد اغراق میکند.
۹. ولخرج / پساندازکننده (Spender / Saver)
در این الگو، اختلاف اصلی بر سر مسائل مالی است.
یکی از زوجین تمایل بیشتری به خرج کردن پول دارد، اما دیگری ترجیح میدهد پسانداز کند یا هزینهها را با احتیاط بیشتری مدیریت کند.
از آنجا که مسائل مالی یکی از رایجترین منابع اختلاف میان زوجها هستند، این الگو میتواند تأثیر قابل توجهی بر کیفیت رابطه داشته باشد.
۱۰. معلم / شاگرد (Teacher / Student)
در این الگو، یکی از طرفین احساس میکند باید مرتب به شریک زندگی خود آموزش بدهد یا او را اصلاح کند.
مشکل زمانی ایجاد میشود که «شاگرد» تمایلی به آموزش دیدن نداشته باشد یا احساس کند دائماً مورد قضاوت قرار میگیرد.
در چنین شرایطی، رابطه ممکن است از حالت برابر خارج شود.
۱۱. رؤیاپرداز / واقعگرا (Dreamer / Realist)
یکی از زوجین بیشتر در دنیای آرزوها، ایدهآلها و تصویرهای عاشقانه زندگی میکند، اما دیگری نگاه واقعبینانهتر و عملگرایانهتری به زندگی مشترک دارد.
این تفاوت لزوماً منفی نیست، اما اگر دو نفر نتوانند دیدگاههای یکدیگر را درک کنند، ممکن است احساس کنند خواستههایشان نادیده گرفته میشود.
۱۲. سنتگرا / غیرمتعارف (Conventional / Unconventional)
در این الگو، یکی از طرفین از ثبات، برنامههای روزمره و زندگی قابل پیشبینی لذت میبرد.
در مقابل، شریک زندگی او به تجربههای تازه، ماجراجویی و انجام کارهای غیرمعمول علاقه بیشتری دارد.
اگر این تفاوت مدیریت نشود، ممکن است یکی از طرفین احساس یکنواختی کند و دیگری احساس بیثباتی.
ممکن است بیش از یک الگو درباره رابطه شما صدق کند
احتمال دارد هنگام مطالعه این فهرست، احساس کنید بیش از یک الگوی رابطه، وضعیت شما را توصیف میکند.
نویسندگان این پژوهش نیز به همین نکته اشاره میکنند.
در مطالعه دانشگاه کلارک، هر دو نفرِ رابطه این تمرین را بهطور مشترک انجام دادند و سپس درباره نتیجه آن با یکدیگر گفتوگو کردند.
مقایسه برداشت شما با دیدگاه شریک زندگیتان میتواند نخستین گام برای شناسایی دقیقتر الگوی رابطه باشد.
از آن مهمتر، این گفتوگو فرصتی فراهم میکند تا هر دو نفر «دلایل قابلدرک» رفتارهای یکدیگر را بهتر بشناسند؛ دلایلی که اغلب پشت بسیاری از واکنشهای روزمره پنهان هستند.
جمعبندی
روابط انسانی آنقدر پیچیده هستند که نمیتوان آنها را بهسادگی در یک دسته مشخص قرار داد.
با این حال، استفاده از نامگذاری الگوهای رابطه (RPL) میتواند راهنمایی مفید برای شناخت بهتر تعاملات میان زوجها باشد.
حتی اگر نتوانید تنها یک الگو را برای رابطه خود انتخاب کنید، همین فرآیندِ گفتوگو، نامگذاری و تلاش برای درک نگاه طرف مقابل، میتواند همدلی بیشتری ایجاد کند و مسیر رسیدن به رابطهای سالمتر و رضایتبخشتر را هموار سازد.
سوالات متداول (FAQ)
الگوهای رابطه (Relationship Patterns) چیست؟
الگوهای رابطه، رفتارها و شیوههای تعاملی تکرارشوندهای هستند که میان دو نفر در یک رابطه عاطفی شکل میگیرند. این الگوها میتوانند بر کیفیت ارتباط، میزان صمیمیت و نحوه حل اختلافها تأثیر بگذارند.
روش نامگذاری الگوهای رابطه (RPL) چه کمکی به زوجها میکند؟
در روش Relationship Pattern Labeling (RPL)، زوجها الگوهای رفتاری تکرارشونده خود را شناسایی و برای آنها نامی استعاری انتخاب میکنند. این کار باعث میشود درباره مشکلات رابطه با همدلی بیشتر و بدون سرزنش یکدیگر گفتوگو کنند.
آیا ممکن است یک رابطه بیش از یک الگو داشته باشد؟
بله. بسیاری از روابط ترکیبی از چند الگوی مختلف هستند و لزوماً در یک دسته قرار نمیگیرند. حتی ممکن است نوع الگوها با گذشت زمان یا در موقعیتهای مختلف تغییر کند.
رایجترین الگوهای رابطه کداماند؟
بر اساس پژوهش معرفیشده در این مقاله، برخی از رایجترین الگوها عبارتاند از:
- کاکتوس / سرخس
- درونگرا / برونگرا
- نزدیک شدن / عقبنشینی
- احساسی / منطقی
- انتقادگر / دفاعکننده
- اجتناب متقابل
- سرزنش متقابل
- کوه / تپهموشی
- ولخرج / پساندازکننده
- معلم / شاگرد
- رؤیاپرداز / واقعگرا
- سنتگرا / غیرمتعارف
آیا شناخت الگوی رابطه باعث حل مشکلات میشود؟
شناخت الگوی رابطه بهتنهایی همه مشکلات را حل نمیکند، اما میتواند به زوجها کمک کند ریشه بسیاری از تعارضها را بهتر درک کنند، از سرزنش یکدیگر فاصله بگیرند و راهکارهای مؤثرتری برای بهبود رابطه پیدا کنند.
آیا این الگوها فقط مخصوص روابط عاشقانه هستند؟
این پژوهش بر روابط عاشقانه و زوجها تمرکز دارد، اما بسیاری از این الگوهای تعاملی را میتوان در روابط خانوادگی، دوستی و حتی محیط کار نیز مشاهده کرد.
