چگونه یک طرز فکر سالم داشته باشیم و چرا باید داشته باشیم ؟
ذهن سالم یکی از کلیدهای موفقیت شخصی و حرفهای است، هرچند اغلب زیر سایهی دستاوردهای بیرونی یا نیازهای فوری قرار میگیرد. نگاه کردن به زندگی با تابآوری، خودآگاهی و دیدگاهی متعادل — یعنی پذیرفتن چالشها بدون اینکه هویت فرد کاملاً با آنها تعریف شود — میتواند به تصمیمگیری روشنتر، روابط قویتر و توانایی بیشتر برای سازگاری کمک کند و در نهایت هم از سلامت فردی و هم از رشد بلندمدت حمایت کند.
«کسی که ذهن سالمی دارد، فردی است که انعطافپذیر فکر میکند، در افکارش خشک و غیرقابل تغییر نیست و این شجاعت را دارد که برای لحظهای در زندگی مکث کند؛ چه در زندگی شخصی و چه حرفهای.» این را کیکا پارتاکیس، روانشناس سلامت ساکن حومه لندن، میگوید؛ کسی که مطبش «ذهن سالم» نام دارد.
به گفته او، این مکث به افراد اجازه میدهد:
«از آنچه اطرافشان در جریان است آگاه شوند و ببینند چه اثری بر آنها میگذارد… به چیزهایی که به دست آوردهاند نگاه کنند و در عین حال به جاهایی که در آنها دچار مشکل هستند هم توجه کنند تا بتوانند رشد کنند.»
مکث کردن همچنین به افراد کمک میکند حتی رویدادها و تجربههای کوچک را که بهراحتی بدیهی فرض میشوند اما همچنان معنا دارند، بیشتر درک کنند.
پارتاکیس میگوید:
«مکث کنید و سعی کنید آن معنا را پیدا کنید.»
او که حدود ۲۰ سال در حوزه سلامت و بهزیستی فعالیت کرده، توضیح میدهد که نام «ذهن سالم» را برای تأکید بر توجه همزمان به سلامت جسم و روان انتخاب کرده است.
«وقتی شیوه خاصی از فکر کردن و بودن داشته باشید، میبینید که به مسائل به شکل سالمتری نزدیک میشوید.»
با اینکه راهنمای مرحلهبهمرحلهای برای ساختن یک ذهن سالم وجود ندارد، پارتاکیس معتقد است کارهایی هست که میتواند شما را در مسیر درست قرار دهد. در ادامه چند پیشنهاد او آمده است.
از تفکر خشک و انعطافناپذیر دوری کنید
انعطافپذیری برای سازگار شدن با پیچوخمهای زندگی ضروری است. پارتاکیس میگوید یاد گرفتن فکر کردن به شکل انعطافپذیر زمان میبرد، اما ممکن است.
اگر وقتی همهچیز طبق انتظار پیش نمیرود نمیتوانید مسیرتان را تغییر دهید، شاید لازم باشد روی انعطافپذیری کار کنید؛ این نشانهای واضح از سختگیری ذهنی است.
نشانه هشداردهنده دیگری که او به آن اشاره میکند، استفاده زیاد از واژههایی مثل «باید» است.
او میگوید:
«انگار صدای یک معلم یا والد سختگیر را میشنوید. همان حالت انگشت تکان دادن: “باید این کار را بکنی، باید آن کار را بکنی.”»
اگر متوجه شدید زیاد از واژههایی مثل «باید» یا «لازم است» استفاده میکنید، کمی توقف کنید و از خودتان بپرسید چرا.
البته هدف نهایی انعطافپذیری است، اما او تأکید میکند:
«همه آدمها لحظاتی از سختگیری ذهنی را تجربه میکنند.»
وقتی استرس زیاد میشود، طبیعی است که خشکتر و محدودتر فکر کنیم. اما بین واکنش کوتاهمدتِ جنگ یا گریز و احساس واقعیِ گیر افتادن تفاوت وجود دارد؛ در حالت دوم شاید کمک گرفتن از متخصص مفید باشد.
او میگوید:
«هیچکس کار اشتباهی انجام نمیدهد، اما اگر برای مدت طولانی در آن وضعیت بمانیم، میتواند به شیوهای ناسالم از فکر کردن تبدیل شود.»
در عین حال، انعطافپذیری بیش از حد و رویکرد دائمیِ «هرچه پیش آمد» هم ممکن است نشانه نادیده گرفتن مرزهای شخصی یا حتی کمبود اعتمادبهنفس برای پایبندی به اصول باشد.
پارتاکیس میگوید:
«رسیدن به تعادل سخت است»، اما تأکید میکند که همچنان باید برای آن تلاش کرد.
مکث کنید و تأمل داشته باشید
در دنیای پرشتاب امروز که همهچیز فوراً در دسترس است، متوقف شدن و روبهرو شدن با احساساتمان دشوار شده است. اما پارتاکیس میگوید این کار برای داشتن ذهن سالم ضروری است.
گفتوگوهایی که با خودمان داریم — زمانی که موفقیتها یا شکستهای شخصی و حرفهای را تجربه میکنیم — میتوانند بینشهایی ایجاد کنند که به رشد ما کمک میکنند.
او میگوید:
«این تصور وجود دارد که باید یک هدف را تمام کنیم و سریع سراغ هدف بعدی برویم.»
اما به باور او، ذهن سالم متعلق به کسی است که بتواند مکث کند و با شجاعت از خودش بپرسد:
«اطرافم چه خبر است؟ چرا این احساس را دارم؟ نسبت به انجام این کار چه حسی دارم؟ آیا لازم است از دیگران کمک بگیرم یا نه؟»
او پیشنهاد میکند در طول روز چند لحظه کوتاه برای خودتان بسازید: صفحهنمایشها را خاموش کنید، یک فنجان قهوه درست کنید یا کمی قدم بزنید و فقط فکر کنید؛ چه در محل کار باشید و چه در خانه.
«فقط چند دقیقه زمان لازم است تا دوباره تنظیم شوید.»
به احساسی که در همان لحظه دارید فکر کنید و دلیلش را بررسی کنید؛ همینطور اینکه آیا ادامه دادن آن احساس برای شما مفید یا معنادار است یا نه. بعد از خودتان بپرسید از این موقعیت چه چیزی میتوانید یاد بگیرید.
پارتاکیس میگوید:
«همهچیز فرصتی برای یادگیری است، اما اگر متوقف نشویم و اگر شجاعت این را نداشته باشیم که به خودمان و دیگران بگوییم: “میخواهم لحظهای مکث کنم و ببینم چه چیزهایی به دست آوردهام یا چه اتفاقی برایم افتاده”، در واقع چیزی یاد نمیگیریم.»
به فرایند توجه کنید
داشتن ذهن سالم الزاماً به معنای هدفمحور بودن نیست.
تعیین هدف و رسیدن به آن مهم است، اما به همان اندازه مهم است که مسیر طیشده را هم بررسی کنیم.
او میگوید:
«به همان اندازه مهم است که به فرایند، به مسیر رسیدن توجه کنیم… و این همان چیزی است که خیلیها از دست میدهند.»
به باور او، یادگیری دقیقاً در همان مسیر اتفاق میافتد و همین ما را انعطافپذیرتر میکند، چون اجازه میدهیم از جهان یاد بگیریم، نه اینکه در وضعیت ثابتی باقی بمانیم.
معنا پیدا کنید
پارتاکیس میگوید افرادی که حتی در رویدادهای غیرمنتظره زندگی معنا پیدا میکنند، معمولاً از نظر روانی سالمتر باقی میمانند.
او داستان مدیری ارشد منابع انسانی در یک شرکت جهانی را تعریف میکند که موقعیت شغلیاش حذف شد. با اینکه این فرد کاملاً دلیل تصمیم شرکت را درک میکرد، نمیتوانست فراتر از پیامدهای منفی از دست دادن شغلش را ببیند.
پارتاکیس میگوید:
«او گیر کرده بود و به خودش اجازه نمیداد ببیند که بیکار بودن میتواند فرصتی باشد برای مکث کردن و شناخت بیشتر خودش و اینکه در آینده چه میخواهد انجام دهد.»
او ادامه میدهد:
«آن دوره بیکاری را معنادار نمیدید.»
و در پایان اضافه میکند:
«ذهن سالم، ذهنی انسانی است؛ ذهنی که هم شادی را در بر میگیرد و هم به غم و خشم حق حضور میدهد… چون از همهچیز میشود چیزی یاد گرفت.»
